موسیقی

هنری است ترکیب یافته از صداها با کشش های متفاوت و عوامل تشکیل دهنده ی آن شامل ریتم (وزن) وملودی(آهنگ) می باشد.

کلمه موسیقی که امروزه به قاف مکسور و یالی ساکن در آخر تلفظ میشود.در اصل واژه هیست یونانی برگرفته از(Mousika) و مشتق از کلمه (Muse) نام یکی از نه اله حافظ شعر و هنرهای یونان باستان است.

تئوری موسیقی

مجموع قواعد و اصطلاحات نظری موسیقی را تئوری موسیقی می نامند.

سلفژ (سرایش)

به طور خلاصه خواندن و نوشتن نتهای موسیقی را سلفژ می نامند.

سلفژ برای بالا بردن توانائی حس شنوایی در تشخیص و درک عوامل سازنده موسیقی از قبیل:

ریتم ملودی هارمونی و غیره استفاده میشود.

نظر به اینکه این رشته بالقوه کاربرد فراوانی می تواند داشته باشد.

چنانچه استفاده از آن توام با روشی منطقی و سنجیده باشد در اماده سازی هنر جویان طی مراحل مختلف (مبتدی تا مقاطع بالا)

نقش موثر خواهد داشت.

وزن خوانی(ریتم خوانی)

به کار بردن صداها و سکوتها با امتداد گوناگون را که از نظر زمان با هم متناسب باشد،وزن خوانی گویند.به عبارت ساده تر، خواندن وزن قطعات موسیقی ، همراهی آهنگ را میتوان وزن خوانی نامید.

برای وزن خوانی یک قطعه به نام نتها توجهی نمیشود وبیشتر دنباله ی آنها که کششی را مشخص میکند مورد نظر است.

در وزن خوانی نام نتها از الفاظی مانند: ۱و۲ یا ۱،۲،۳،۴،۵،۶ استفاده میشود.

نت:

علامتی است که توسط آن، صداهای موسیقی نوشته و اجرا میگردد.

ضرب:

معیاری است برای سنجش زمان. به عبارت ساده تر اگر بخواهیم هر ضرب را برابر با یک ثانیه در نظر بگیریم، میتوان گفت:یک ضرب برابر است با یک ثانیه زمتن و یک ثانیه زمان نیز برابر است با یک نت سیاه.

نت سیاه 4/1واحدnots_siah

در موسیقی هفت شکل ضرب (نت)وجود دارد که برای انتقال ساده تر به هنرجویان موسیقی، نمودارهای مختلف آورده شده است.